مثل خياباني پر از حس زمستان
چشم انتظار يک عبورم تازگي ها
تو روبرويم هستي و دلتنگ هستم
يک قاب سرد سوت و کورم تازگي ها
عادت ندارم ساکت و سنگين بمانم
زخمي تر از زخم غرورم تازگي ها
از تو چه پنهان... تازگي ترديد دارم
از جنس سنگم يا صبورم تازگي ها
تو در اتاق ساده اي از کودکي ها
غرق عبوري و مرورم تازگي ها
گفتي صبوري کن،صبوري کن،صبوري
کو " طرفه خاکي " من صبورم تازگي ها

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر